ديكته

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟

خدا بود است و جز او را نمود است   نمود هر چه مى بينى ز بود است

بود و نمود

خدا بود است و جز او را نمود است   نمود هر چه مى بينى ز بود است

  جناب حاجى سبزوارى در مقدمه اسرار الحكم گويد: ((بدانكه شى ء بحسب عقل سه قسم است : وجود، و مهيت ، و عدم ، و به عبارت ديگر نور، و ظل ، و ظلمت ، و به فارسى آن سه قسم : بود، و نمود، و نابود، است و هر ممكنى زوج تركيبى است )).
خداوند، بود است كه هستى مطلق و مطلق هستى است و غير آن بودى ندارند زيرا كه غيرت بود مطلق ، بودى در جهان نگذاشت بلكه ماسوا همه نمود آن يك بوداند و در نمودن نيز از بود بهره منداند و او را نشان مى دهند يعنى همه نمودها نه تنها از بود بهره ندارند كه در نماياندن بود نيز به بود نيازمندند. هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن

منبع:جلد دوم شرح دفتر دل علامه حسن زاده آملی-شارح استاد صمدی آملی

پيامبر اسلام , دست بسته نماز نمي خواندند

پيامبر اسلام , دست بسته نماز نمي خواندند و اگر دست بسته نماز مي خواندند و سنت هميشگي پيامبر آن گونه بود, در اين صورت , همه آن طور مي خواندند و كسي در آن اختلاف نمي كرد. از خصوصيات شيعه پاي بندي به سنت پيامبر است .
اگر پيامبر اسلام دست بسته مي خواندند:
اولا", شيعيان قطعا" دست بسته مي خواندند. هيچ كدام از امامان معصوم شيعه نگفته اند كه پيامبر دست بسته نماز مي خوانده است , (مستند العروه , آيت الله شيخ مرتضي بروجردي , ج 4, ص 445).
ثانيا", اگر عمل پيامبر مي بود, اهل سنت نيز دست بسته خواندن را واجب مي دانستند در حالي كه هيچ كدام از چهار فرقه فقهي اهل سنت اين عمل را واجب نمي دانند حتي مالكي ها آن را مستحب هم نمي دانند, (الفقه علي المذاهب الخمسه , مغنيه , ص 109).
آنان كه اولين بار دست بسته نماز خواندن را رسم كردند چنين فكر كردند كه چنين حالتي به خود گرفتن , يك نوع احترام و تواضع در برابر خداوند است و براي همين , دستور دادند كه از آن به بعد در نمازها دست بسته باشند. دست روي دست گذاشتن و هر دو دست را روي شكم گذاشتن , در اصطلاح فقهي تكفير و تكتيف ناميده مي شود. در اين كه از چه زماني دست بسته نماز خواندن سنت شد اختلاف نظر هست . برخي معتقد هستند كه در زمان خليفه اول ابوبكر چنين رسمي رواج يافت و بعضي ها معتقدند كه در زمان خليفه دوم عمربن خطاب , اين سنت رواج يافت . بنابراين , اهل سنت نيز اين عمل را عمل پيامبر نمي دانند, بلكه عمل صحابه پيامبر بعد از رحلت نبي اكرم (ص ) مي دانند و داستان آن را چنين آورده اند كه وقتي كه اسيران ايراني را نزد عمر بن خطاب آوردند, عمر بن خطاب آنها را دست بسته ديد و پرسيد: چرا چنين كرده ايد؟ گفتند: رسم ما ايرانيان اين است كه در برابر پادشاهانمان چنين مي ايستيم . عمر بن خطاب از اين حالت خوشش آمد و دستور داد از اين پس در نماز چنين بايستند و مردم هم مطابق دستور عمل كردند و به اين ترتيب , تكفير, سنت شد, (مستند العروه , ج 4, ص 445 - جواهر, ج 11, ص 19).
شيعيان براساس رواياتي كه از امامان معصوم رسيده , به تكفير معتقد نيستند و به جاي آن , دست ها را روي ران ها مي گذارند و پايين مي اندازند. برخي از روايات چنين است :
الف ) به امام صادق (ع ) يا امام باقر(ع ) گفته شد: كسي دست خود را روي دست ديگر مي گذارد و نماز مي خواند, حكم اين چيست ؟ جواب داد: اين , تكفير است و انجام نشود.
ب ) علي (ع ) فرمود: مسلمان با گذاشتن دست خود روي دست ديگر, خود را به مجوس تشبيه نمي كند.
ج ) امام باقر(ع ) فرمود: در نماز تكفير نكن كه اين كار مجوس است.
د ) در روايتي آمده است كه تكفير, كار شايسته اي نيست , (وسايل الشيعه , ج 4, ص 1264, ابواب قواطع الصلوه , باب 15).
ه ) امام باقر(ع ) فرمود: وقتي به نماز برمي خيزي , دست هايت را رها كن , آنها را روي ران هايت بگذار و انگشتانت را باز نكن.
و ) از امام صادق (ع ) نقل شده كه آن حضرت فرمود: در نماز دست ها را روي ران ها بگذاريد و آن ها را رها كنيد و انگشتان دست را به هم بچسبانيد, (وسائل الشيعه , ج 4, ص 710, باب 17 از ابواب قيام و ص 674, باب 1, افعال الصلوه , ح 1).
حكم فقهي تكفير از نظر شيعه : اگر تكفير را جزء نماز بدانيم , در اين صورت , حرام و نماز باطل است و در اين شكي نيست . اگر تكفير را به عبوديت و خضوع انجام دهيم , در اين صورت هم جايز نيست . اگر تكفير را به عنوان يك عملي انجام بدهيم , در اين صورت , مشهور گفته اند حرام است و برخي گفته اند مكروه است و مي توان گفت كه تكفير في حد نفسه حرام نيست ولي در مكروه بودن آن ترديدي وجود ندارد, (مستند العروه , ج 4, ص 445).

منبع: ذی طوی

 

خاطراتی از شهید عبدالحسین برونسی

شهید برونسی
گفت: اين عمليات، ديگه عمليات آخر منه.
گفتم: خدا نکنه.
گفت: اينها همش حرفه. من چيزي ديدم که يقين دارم اين عمليات آخر منه. حتي در ميدان صبحگاه موقع سخنراني گفته بود: اگر برونسي توي اين عمليات شهيد نشه، به مسلمونيش شک کنيد!
يکروز کشيدمش کنار و گفتم: راست و حسيني بگو چي شده که اينقدر حرف شهادت مي زني؟
او حال و هواي خاصي داشت. گريه اش گرفت.خيلي شديد.
با ناله گفت:" چند شب پيش، حضرت زهرا(س) را تو خواب ديدم، خود بي بي فرمودند بايد بيايي"
گفتم: شايد منظور بي بي اين بوده که آخر جنگ ان شاء الله.
گفت:" اين حرفها نيست، توي همين عمليات شهيد مي شم" و شد...

ـــــــــــــــــــــــــــــ

حکایتی از عارف بزرگ شیخ جعفر مجتهدی رضوان الله تعالی علیه

ایشان می فرمودند :

از همان سنین نوجوانی علاقه عجیبی به تزکیه نفس داشتم و شروع به تهذیب نفس و خودسازی و تقویت اراده نمودم و در قبرستان متروكه شهر تبریز كه یكی از قبرستانهای بسیار مخوف ایران به شمار می‌رود و رعب و وحشت عجیبی بعد از استیلای شب به خود می‌گیرد، قبری حفر نموده و در آن شب را تا صبح به ذکر حضرت باری می پرداختم چون بسیار دوست داشتم به بینوایان و مستمندان كمك كرده و زندگی آنها را از فقر و تنگدستی نجات بخشم، سعی و تلاش بسیاری می‌نمودم تا معمای لاینحل كیمیا به دست من حل گردد، لذا قسمتی از سرمایه پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه‌ای نرسیدم، اما چون این كوشش من همراه با توسلات شدید بود، یك روز ناگهان هاتف غیبی به من ندا در داد:

جعفر؛ كیمیا، محبت ما اهل بیت عصمت و طهارت است، اگر کیمیای واقعی می خواهی بسم الله این راه و این شما .
با شنیدن آن ندای غیبی هدف و مسیر زندگیم بكلی دگرگون شده و بر آن شدم تا به جای تسخیر جن و انس و ملك و اكتساب كیمیا به دنبال حقیقت همیشه جاوید و پاینده، یعنی محبت و دوستی ائمه اطهار (علیهم‌السلام) بروم.

 

دانايي و دارايي

 

با جناب استادم حضرت آية الله علامه آقا سید محمد حسن الهی تبریزی (رفع الله المتعالی درجاته) که دستورالعمل سیر و سلوک کسب می کردم پرسش هایی پیش می آوردم و آن جناب جواب می فرمود، و هرگاه سوالاتم به تسلسل می افتاد، می فرمود: ان شاء الله چندبار شکار بفرمایید،پاسخ این پرسش ها روشن می شود.

این بیان استاد (رضوان الله علیه) کلامی کامل شایان بسیار آفرین و سزاوار تمجید و تحسین و مورد تدبّر و تحقیق و تنقیب است، چه این که به تعبیر آن جناب شکار کردن که نتیجه عرفان عملی است موجب علم ذوقی و شهودی است و آن دارایی است؛ و اما عرفان نظری،علم مفهومی و دانایی است، و عمده دارایی است که ذوقی است،در علم عرفان از این دارایی تعبیر به ذوق می شود.

علامه قیصری در چند جای «شرح فصوص الحکم»  ذوق را معنا کرده است؛ از آن جمله در شرح فص هودی فرماید:

« المراد بالذوق ما یجده العالم علی سبیل الوجدان والکشف لا البرهان و الکسب،و لا علی طریق الاخذ بالایمان والتقلید فانّ کلّاً منهما و ان کان معتبراً بحسب مرتبته لکنّه لایلحق بمرتبة العلوم الکشفية اذ لیس الخبر کالعیان (ط 1 ،چاپ سنگی،ص245)».

یعنی مراد از ذوق، آن علوم و معارفی است که به وجدان و کشف حاصل می شوند، نه به برهان و کسب و نه از طریق اخذ به ایمان و تقلید، زیرا که هر یک از برهان و کسب و اخذ به ایمان و تقلید اگرچه در حدّ و مرتبت خود معتبر است و لکن ذوق که وجدان و کشف است علم عیانی است و آن دگرها علم خبری اند و خبر مانند عیان نیست.

مثلاً آن که درد دندان ندارد مفهوم درد دندان را ادراک می کند، اما آن که درد دندان دارد می داند که درد دندان چیست؛ آن که درد دندان دانایی مفهومی دارد، و این که درد دارد دانایی ذوقی دارد؛ به قول عارف سنایی در باب دهم حدیقة الحقائق:

آن شنیدی که رفت نادانی                به عیادت به درد دندانی

گفت باد است از این مباش حزین      گفت آری و لیک سوی تو این

باد باشد چو بی خبر باشی             آب و آتش چو خاک برپاشی

بر من این درد کوه پولاد است       چون تو زین فارغی ترا باد است

کلمه نود و چهارم همین کتاب و درس پنجم کتاب ما « دروس اتحاد عاقل به معقول» حکایت از حال نگارنده است که از تشتّت حال به تجمع بال رسیده است؛ و در الهی نامه گفته است: الهی جان به لب رسید تا جام به لب رسید.

هزار و یک کلمه / ج7/ کلمه 876

 

حضرت استاد صمدی آملی(حفظه الله)

حضرت استاد صمدی آملی _ امام رضا (ع)

امام رضا (ع)

حضرت استاد صمدی آملی(حفظه الله)

ردیف عنوان کیفیت حجم زمان دریافت
1 امام رضا (ع) بالا 8.04MB 22:54 دریافت
2 امام رضا (ع) پایین 3.44MB 22:54

دریافت

منبع: سمت خدا

حاشیه‌های دیدار جوانان انقلابی کشورهای اسلامی با رهبر معظم انقلاب

دیدار پرشور صبح امروز اعضای شرکت کننده اجلاس جهانی جوانان و بیداری اسلامی با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب حاشیه‌های دیدنی و مثال زدنی داشت.


روز دهم بهمن هزار و سیصد نود، نقطه عطفی بر نقش آفرینی جوانان مسلمان، فرهیخته و انقلابی در سراسر دنیاست و صدور انقلاب اسلامی ایران، به گوش زنگار بسته دیکتاتورها، مستکبران و سرسپردگان رسیده و اکنون دق‌الباب می‌کند.

ملت های مسلمان غیرتمندانه پای در رکاب رهوار عزت و کرامت انسانی نهاده‌اند و جوانان پرشور و انقلابی  از کشورهای تحت ستم و از خلال ملت‌های عدالت طلب دنیا با تکیه بر روح خود باوری و همت پولادین از کشورهای تحت ستم و از خلال ملت های عدالت طلب دنیا با تکیه بر روح خود باوری و همت پولادین خود، ندای آزادی خواهی و استقلال‌طلبی را سر داده‌اند و امروز همان روزی است که در قلوب آزادی خواهان عالم نسیم بیداری اسلامی وزیده و جوانان هدایت گر و با ایمان در محضر ولی امر مسلمین و رهبر هدایت آموز جهان اسلام حاضر شده‌اند تا در راه پرالتهاب و امید بخش خود ارشادات علمدار هدایت و ولایت را سرلوحه جهاد و مبارزه با استکبار جهانی قرار دهند.

وارد حسینیه می‌شوم، رزمندگان جبهه ضد استکبار، حمایل بسته و در صف مقدم پیکار ایستاده‌اند. جمع کثیری از جوانان مسلمان در حالی که حرارت و شوق وصف ناپذیرشان را با تبسمی آذین بسته اند و حلاوت نگاهشان را نثارت می‌کنند، در انتظار مقتدای خویش نشسته‌اند و طلیعه بدر انقلاب را انتظار می‌کشند. آن وقت است که احساس می‌کنی آشناتر از هر کس و برادرتر از همیشه جمع مشتاق آنان را به نظاره نشسته‌ای. انگار سینه‌های مالامال از شوق همرزمان جوان انقلابی وجودت را روح تازه می‌بخشند. سیمای شاداب و پر نشاط آنها یاس را از دل هر بیننده ای بیرون و امید به آینده را خلق می کنند.

امروز بیش از یکسال از خیزش مردمی در تونس می گذرد و موج بیداری اسلامی شتابان از تونس به مصر، لیبی و یمن سرایت کرد و "الشعب یرید اسقاط النظام" شعار محوری مردم در همه کشورهای انقلابی است.

1200 تن از جوانان 73  کشور و از پنج قاره دنیا در تهران و حسینیه امام گرد آمده اند تا چشم انداز موج بیداری اسلامی را از زبان رهبر جهان اسلام بشنوند.

امروز نگاه غرب به سرکردگی آمریکا و عملگی رژیم های مرتجع عرب، حسینیه امام(ره) را رصد می کند و می داند که ملتهای مسلمان و روح پاک جوانان در اوج اقتدار و خودباوری با تکیه بر تجربیات نظام اسلامی ایران حلقه وصل را در تهران و در بیانات روشنگرانه آقا یافته اند.

حسینیه امام خمینی آغوش گشوده است تا جوانانی که از خط قرمز آمریکاو استکبار گذشته و پیروزمندانه صحنه پیکار با بتهای پوشالی استکبار را در نوردیده اند در قرارگاه بدر و برای برپایی خیبری دیگر پیمان حلف الفضول را احیا نموده و قافله سالار هدایت و زعامت، رمز عملیات جبهه توحید را در گوش جانشان زمزمه کند.

بیدارگری وجه تشابه همه آنهاست و خط روشن ولایت قدمگاه نخستین آنان را ترسیم می کند.  حجم تحولات دنیای اسلام آنان را بر آن داشته است تا ایران اسلامی و حسینیه امام خمینی را میعادگاه اندیشه ها و افکارشان با اهداف بلند امام شهدا بدانند و ندای کشتی بان اسلام ناب را لبیک بگویند.

حلاوت حضورشان در دلم نشسته است و می دانم که تا دقایقی دیگر شوق انگیزترین لحظات در قاب چشمان منتظر آنان حلقه های اشک را می آفریند.

همهمه ای در فضای حسینیه برپاست. زبانهای مختلف. سیاه و رنگین و سفید پوست . متحد و یکپارچه زبان قرآن را برای شعارهای خود برگزیده اند و با زبان عربی شعارهایی را سر می دهند.

درخشش آیه مبارکه "و انتم الاعلون ان کنتم مومنین" که با خط زیبایی خودنمایی می کند بیانگر درستی راه و هدف امت اسلامی است.

انگار آمده اند تا در پای درس استاد به دنیا اغوا غرب بیاموزند که انقلابهای ملتهای مسلمان ، انقلاب نان و ... نیست. انقلاب اندیشه و هدف است و پایه های لرزان حکومت های مرتجع و خود فروخته دیکتاتورهای عربی را نشانه رفته است.

در بین شخصیت های حاضر، ابراهیم جعفری و عمار حکیم از عراق را به خوبی می شناسم. برخی از اندیشمندان حوزه فرهنگ نیز در جلسه حضور دارند و دست به قلم شده و مطالبی را یادداشت می کنند.

 مجری پشت تریبون می رود و حاضران را به رعایت نظم دعوت می کند.

آقا، در میان احساسات پرحرارت جوانان انقلابی وارد می شوند و رو در روی حاضران به ابراز احساسات آنان پاسخ می دهند. لحظات پرشوری است. جوانی 25 ساله که از لبنان آمده ، نزدیک من نشسته و به شدت گریه می کند. طوری که دیگران را هم به گریه درآورده.

شعارهای" کلا! کلا! اسرائیل" و "کلا! کلا! آمریکا"، فضا را پر کرده و صدای یکی از حاضران که در ردیف اول نشسته است به گوش می رسد. با زبان عربی عباراتی را به کار می برد و آقا را مخاطب قرار داده و در نطق آتشین خود پایبندی جوانان انقلابی را به ارزشهای اسلامی یادآور می شود و شعار "هیهات منا الذله" او جمعیت را دوباره به وجد می آورد.

جوانان انقلابی دست نوشته های خود را که بر روی تکه های کاغذ نوشته اند روی دست گرفته و کوبنده شعار می دهند. شعار الله اکبر و لا اله الاالله. و لبیک یا خامنه ای ما همه سرباز توایم خامنه ای، بر فراز دستان آنها و با مشتهای گره کرده به حرکت درآمده و انگار برای موج احساسات آنان پایانی نیست.

آقا روی صندلی نشسته اند.

قاری شروع می کند (............ و توکل علی الله و کفا بالله وکیلا) صدای دلنشین قرآن و قرائت زیبای او حال و هوای جلسه را عوض می کند. حضار که پیام آیه را به خوبی درک کرده اند. قاری را تشویق می کنند و او با فراز و فرودهای جذاب خود حلاوت کلام وحی را در دلهای مشتاقان می نشاند.

گروه همخوانی رسالات از لبنان شروع می کند (هل من ناصر فدایی. لبیک . خامنه‌ای) جمع حاضر با آنان همصدا می شود و با این شعار بیعت خود را ابراز می کنند. مسئول گروه از سوی رزمندگان مقاومت لبنان و سید حسن نصرالله سلامی را به محضر ولی امر مسلمین جهان ابلاغ می کند و نام سید حسن نصرالله صلوات قراء حضار را به همراه دارد.

دکتر ولایتی پشت تریبون حاضر می شود و خلاصه ای از فعالیت های همایش جوانان و بیداری اسلامی را در 6 محور بیان می کند. او همایش جوانان و بیداری اسلامی را فرصتی برای اتحاد و همدلی امت اسلامی و محوری ترین موضوعات را موضوع فلسطین می داند.

 جمعی از نمایندگان جوانان بیدار و بصیر امت اسلامی از تونس و مصر و لیبی و ... مطالبی را در محضر آقا عنوان می کنند.

تعبیر سخنرانی که از مصر آمده بود برایم جالب بود. او در خلال سخنانش به فتح مکه اشاره کرد و پخش صدای اذان در هنگام سقوط نامبارک را با صدای بلال در هنگام فتح مکه قیاس می کند و به این وسیله اسلام خواهی مردم مصر را یادآور می شود.

در سخنان احساسی و پرشور و اشعار احمد حسن از بحرین که با جمله (السلام علیک یابن رسول الله ، روحی فداک) آمیخته است اشک همه را در می آورد.

و آخرین سخنران دختر عماد مغنیه شهید مجاهد مقاومت لبنان است. حضور فاطمه مغنیه پشت تریبون فضا را آنچنان تحت تاثر قرار می دهد که تقریبا اکثر حضار گریه می کنند. بغض راه گلوی مرا هم گرفته است. شعارهای پی در پی حضار قوت قلبی است برای فاطمه تا در محضر ولی امر مسلمین رشادتهای پدرش را بازگو کند. در خلال صحبتهای فاطمه، نام سید حسن نصرالله برده می شود و حضار کوبنده شعار می دهند (لبیک یا نصرالله. لبیک یا نصرالله) او خطاب به آقا می گوید (انا بنتکم فاطمه بنت شهید عماد مغنیه.....). من دختر شما فاطمه دختر شهید عماد مغنیه هستم و ادامه می دهد، که پیروزی انقلاب  اسلامی سرآغاز بیداری اسلامی است.

صدای غران تکبیر و شعارهای کوبنده حاضران هر از گاهی طنین انداز می شود.

آقا جوانان انقلابی را حاملان بشارتهای بزرگ نامید و فرمود هر کدام از شما حامل یک بشارت بزرگ برای ملتها هستید.

آقا بیداری را شاخص جوانان مسلمان و غیور و بلند همت جهان اسلام معرفی کردند و فرمودند دوران جدیدی در همه عالم آغاز شده و بشریت از مکاتب و ایدئولوژی های مادی عبور کرده است. رهبر عزیز انقلاب لیبرال دموکراسی غربی و مارکسیسم و ناسیونالیست ها ی سکولار را فاقد جاذبه دانستند و گفتند . امروز میان امت اسلامی بیشترین جاذبه  متعلق به اسلام، قرآن و مکتب وحی است که خدای متعال وعده داده است.

ایشان قیام بر علیه دیکتاتورهای منطقه را مقدمه قیام بر علیه دیکتاتوری جهانی و بین المللی و شبکه فاسد صهیونیستی و آمریکای مستکبر دانستند و جوانان را به وعده نصرت الهی توجه دادند.

آقا خطاب به جوانان فرمودند: آینده متعلق به شماست و این کاری که انجام گرفته کار بزرگی است ولی این آغاز راه است و ..

مراسم رو به پایان است. آقا مهیای رفتن می شوند. آقا لحظاتی ایستادند و احساسات پرشور حاضران را پاسخ می دهند. چشمان مشتاق حاضران آقا را بدرقه می کند. اما آقا برای لحظاتی به سمت جمعیت آمدند. حلقه ای از جوانان ایشان را احاطه کرده است و موج جمعیت طوری است که حفاظت از آقا مشکل شده. چند نفری که جلوتر بودند فرصت را غنیمت دانسته و چفیه های خود را متبرک می کنند. یک نفر هم چفیه آقا را برداشت. تبسم از لبان آقا برداشته نمی شود. انگار همه وجودش از محبت جوانان انقلابی امت اسلام موج می زند.

یاد جمله ای افتادم که ایشان در پاسخ فرزند شهید احمدی روشن فرمودند (القلب یهدی الی القلب) و دانستم که جوانان نیز دلهایشان مالامال محبت آقاست.

آقا رفتند: جمعیت که از ملاقات مولای خویش سیر نشده‌اند هنوز حضور دارند. جوانی که از کشور مالی به این ملاقات آمده بود دست و پاشکسته عربی و فارسی را به هم آمیخته بود و با فریاد بلند می گفت (لبیک یا خامنه ای). دیگران هم دورش جمع شده بودند و اقامه نماز ظهر در حسینیه.